عباس قديانى

672

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

جنگهاى وى در ركاب او بود . قطب الدين در سال 522 ه . ق . درگذشت و پسرش اتسز به جاى او نشست . قطب الدين محمد خوارزمشاه فرزند تكش ، ملقب به علاء الدين در بيستم شوال 596 بر تخت نشست . در 592 خوارزمشاه كرمان را ضميمهء دولت خود كرد . در زمستان سال 612 ، آن‌گاه كه سلطان محمد از شهر جند به طرف مساكن طوايف قبچاق حركت مىكرد با دسته‌اى از مغولان كه به سركردگى جوجى پسر چنگيز در حال عبور بودند روبه‌رو شد . جوجى به خوارزمشاه پيغام داد كه قصد جنگ با وى را ندارد و به دنبال ياغيان به اين نواحى آمده است . خوارزمشاه با غرور تمام گفت ، همهء كفار در چشم او يكسانند و به لشكريان جوجى حمله برد . جوجى اجازهء حمله به لشكريان خوارزمشاه را نداشت و بگريخت و اين واقعه نخستين برخورد بين خوارزمشاه و لشكريان مغول بود . و درگيرى بعد آن زمانى آغاز شد كه بازرگانان مغول همه بجز يك تن توسط غاير خان حاكم شهر اترار كشته شدند و اين رفتار بىخردانه موجب هجوم سيل‌آساى مغول به ايران شد . قطب الدين محمد غورى از سلاطين و امراى آل شنسب در ولايت غور با پسر عز الدين حسين غورى . بعد از وفات پدر ، از جانب برادر خويش سيف الدين سورى حكومت « ورساد » يا ورشاد و جبال يافت ، و به ملك الجبال ملقب شد . وى فيروزكوه را بنا كرد و به سبب اختلاف با برادران نزد سلطان بهرامشاه غزنوى به غزنين رفت . قطب الدين محمد قراختايى امير سلسلهء قراختاييان كرمان به سالهاى 565 - 648 ه . ق . ) برادرزادهء براق حاجب . بعد از وفات براق حاجب ، چون پسرش ركن الدين مبارك خواجه در كرمان نبود قطب الدين به امارت نشست . در شعبان 633 ه . ق . كه ركن الدين به امارت اوگتاى قاآن احضار شد ، و از آنجا به چين نزد محمود يلواج رفت . در 648 ه . ق . ، بعد از وفات گيوك خان ، قطب الدين ، به پايمردى محمود يلواج امارت كرمان يافت . چون به كرمان آمد ركن الدين بگريخت ، و سپس نزد او باز آمده به قتل رسيد ( 651 ه . ق . ) قطب الدين كرمان را آرام كرده قتلغ تركان ، زوجهء براق حاجب را به ازدواج درآورد ، و در ايام لشكركشى هولاكو به ايران ، نسبت به او مراسم اطاعت بجا آورد . بعد از قطب الدين محمد ، پسر خردسالش سلطان « حجاج قراختايى » به سلطنت نشست و قتلغ تركان به نيابت او زمام امور را به دست گرفت . قلاع اسماعيليه اسماعيليان علاوه بر قلعهء الموت مركز اقامت حسن صباح ، قلاع ديگرى داشتند از جمله « گردكوه » ، « لمبسر » ، « شاه دژ » ، « خان لنجان » و قلاع تون و طبس و قائنات و زوزن در قهستان ، « شمكوه » نزديك البرز ، « استوناوند » در مازندران و اردهان و قلعه « الناظر » در خوزستان ، قلعه « الطنبور » نزديك ارجان و « خلار خان » در فارس . قلان در حكومت مغول ظاهرا خراجى بوده كه شامل بيگارى براى كشاورزى و نظامى و يا عام المنفعه بوده است .